من منتظر یه امتحان هستم نگرانم و استرس دارم درس خوندن اونم برا چندمین بار راحت نیس میخوام تلاش کنم تا به خوبی بگذرونم و پدر و مادرم نا امید نشن من هم اونا رو خوشحال کنم هم خودمو ولی دست و دلم نمیره برا درس نمی دونم چرا خسته ام یکم چجوری باید انرژی خودمو جمع کنم تا درس بخونم چجوری کم کم داره خاطرات اون موقع برام زنده
برچسب:
نویسنده: باران زارعی
یادمه دوسال پیش همین موقع تهران خونه ی یکی از فامیل های پدرمون بودم آخر هفته که شد رفتیم باغ اونا ... ماشین ما زودتر رسید اونا هم یه دختر داشتن که خیلی مغرور بود من نمی تونستم باهاش ارتباط برقرار کنم اون 4 تا سیب سبز از درخت چید در حالی که ما 5 نفر بودیم به همه یکی سیب داد و من نفر آخر بودم به من سیب نداد من خیلی نا
برچسب:
نویسنده: باران زارعی
امروز یه اتفاق جالب افتاد دیدم که فیلم مورد علاقه ام کتاب رنگ آمیزی داره خیلی خوشحال شدم حیف پول تو دست و بالم نیست وگرنه همین الان سفارش میدادم خدا نکنه من تو این سایت های خرید آنلاین برم هر چی که لازم دارم رو میبینم و میگم وای چه قشنگه... همیشه آدم چیزی رو که نداره میخواد
برچسب:
نویسنده: باران زارعی
برچسب:
نویسنده: باران زارعی
برچسب:
نویسنده: باران زارعی
کلی درس دارم نمی دونم از کجا شروع کنم ... استاد زبانم این ترم میره ... انگار یه کار خوب پیدا کرده که به رشته اش میخوره خوشحال بود ... امید وارم خوشحال باشه همیشه ... این هفته هفته ی پر ازدرس و کار دارم ... امروز یه اتفاق خوب افتاد که خیلی عالی بود
... تا باشه اتفاق های خوب
برچسب:
نویسنده: باران زارعی
امتحان بخیر گذشت خدا رو شکر ... نمی تونم بگم راحت بود ولی سخت هم نبود در حد متوسط خدا کنه ترم بعد تشکیل شه اصلا حوصله ی فاصله رو ندارم اعصاب خورد کنه ... دوستم الان امتحان های سختی داره ایشالا که براش بخیر بگذره ...
برچسب:
نویسنده: باران زارعی
برچسب:
نویسنده: باران زارعی
برچسب:
نویسنده: باران زارعی